|
پنج شنبه 9 فروردين 1391برچسب:قول,فراموشی,صبح,تنهایی,بیکسی,کوتاه,خواندنی,عاشقانه, :: 23:54 :: نويسنده : مهدیه
به خودم قول میدهم كه فراموشـت كنم ! ![]()
شنبه 7 فروردين 1391برچسب:گاه,می اندیشم,مرگ,خبر,تنهایی,تنها,شعر,شعر کوتاه,افسوس,عشق,جدایی, :: 19:46 :: نويسنده : مهدیه
گاه می اندیشم
خبر مرگ مرا با تو چه کس میگوید ؟ آنزمان که خبر مرگ مرا از کسی می شنوی .روی تورا کاشکی میدیدم ... شانه بالا زدنت را . بی قید و تکان دادن دستت که مهم نیست زیاد و تکان دادن سررا که . -عجیب !عاقبت مرد ؟ -افسوس! کاشکی میدیدم ! من به خود میگویم : چه کسی باور کرد جنگل جان مرا آتش عشق تو خاکستر کرد؟؟؟؟
![]()
شنبه 5 فروردين 1391برچسب:ماست,مالی,اصطلاح,ضرب المثل,ریشه,محمد,رضا,پهلوی,داستان,کوتاه,خواندنی,جالب,زیبا, :: 19:42 :: نويسنده : مهدیه
هنگام عروسی محمدرضا شاه پهلوی و زن مصری اش فوزیه در سال 1317 خورشیدی چون مقرر بود میهمانان مصری و همراهان عروس به وسیلۀ راه آهن جنوب به تهران وارد شوند از طرف دربار و شهربانی دستور اکید صادر شده بود که دیوارهای تمام دهات طول راه و خانه های دهقانی مجاور خط آهن را سفید کنند. ![]()
چهار شنبه 24 اسفند 1390برچسب:پیامک,اس ام اس,خنده دار,بامزه,کوتاه,خواندنی, :: 15:18 :: نويسنده : مهدیه
تو گذشته ميگفتن پزشك محرمه ، ادامه مطلب ... ![]()
چهار شنبه 3 اسفند 1390برچسب:, :: 20:9 :: نويسنده : مهدیه
![]()
سه شنبه 2 اسفند 1390برچسب:عجایب,دخترک,عشق,دوستی,داستان,داستان کوتاه,محبت,زیبا, :: 14:50 :: نويسنده : مهدیه
از یک گروه از دانش اموز خواستد اسامی عجایب هفتگانه را بنویسند... علی رغم اختلاف نظر ها، اکثرا اینها را جزو عجایب هفت گانه نام بردند: تاج محل دره بزرگ (به نام گراند کانیون در امریکا( آبشار نیاگارا آموزگار هنگام جمع کردن نوشته های دانش آموزان، متوجه شد که یکی از آنها هنوز کارش را تمام نکرده است. از دخترک پرسید که آیا مشکلی دارد... ادامه مطلب ... ![]()
دو شنبه 1 اسفند 1390برچسب:داستان,داستان کوتاه,زیبا,پیانو,مادر,شاگرد,بی استعداد,گریه,, :: 19:43 :: نويسنده : مهدیه
من یک معلم پیانو هستم . این داستان را هم به خواسته ی چند تا از دوستانم بازگو میکنم ، چراکه هنوز هم از به یاد آوری آن یک حس نا گفتنی به من دست می دهد و تمام تنم می لرزد. سالها پیش من شاگردان زیادی داشتم که به آنها پیانو یاد می دادم خوب طبیعی بود که یکی از آنها با استعداد بود و یکی استعداد کمتری داشت ، روزی من یک شاگرد را پذیرفتم به نام ” جک ” … جک پسری ۱۴ یا ۱۵ ساله بود و به همراه مادرش زندگی می کرد . انگیزه ی او از یادگیری پیانو هم این بود که روزی بتواند برای مادرش پیانو بنوازد و یک کار را بی عیب و نقص اجرا کند. من مادر جک را از نزدیک ندیده بودم فقط دیده بودم که جک را جلوی در پیاده می کرد و وقتی من را از پشت پنجره می دید با یک بوق و یک لبخند با من سلام و احوال پرسی می کرد. خلاصه من به جک پیانو درس می دادم اما او از بی استعداد ترین شاگرد من هم بی استعداد تر بود!!! ادامه مطلب ... ![]() ببـــيــــــــــــــــــــــــن ![]()
شنبه 29 بهمن 1390برچسب:درد,انتظار,فریاد,آه,ناز,دست,نقاش,میکشیم,کشیدن,شعر شعر عاشقنه,شعر کوتاه, :: 19:53 :: نويسنده : مهدیه
چه خنده دار که ![]()
جمعه 28 بهمن 1390برچسب:درنای,زیبا,پرواز,سرما,نغمه,زندگی,زخم,کهنه,بالهای,خسته,فردا,شعر,شعر کوتاه, :: 22:30 :: نويسنده : مهدیه
مثل یک درنای زیبا تا افق پرواز کن ![]()
پنج شنبه 27 بهمن 1390برچسب:خسته شدم,برمیگرده,برگشتن,تنهایی,به خدا خستگی,دوستمقلبم,جای,تو, :: 18:43 :: نويسنده : مهدیه
![]()
چهار شنبه 26 بهمن 1390برچسب:خیام,خروس,سحری,عمر,شبی,صبح,نوحه گری,سپیده دم,شعر,شعرکوتاه, :: 21:12 :: نويسنده : مهدیه
هنگام سپیده دم خروس سحری
خیام ![]()
سه شنبه 25 بهمن 1390برچسب:, :: 17:1 :: نويسنده : مهدیه
تو خاطره ای هستی ماندگار در دفتر دلم که فراموش نمیشوی همیشه تو را در میان قلبم میفشارم تا حس کنی تپشهای قلبی را که یک نفس عاشقانه برایت میتپد از وقتی آمدی بی خیال تمام غمهای دنیا شدم و تو چه عاشقانه شاد کردی خانه قلبم را از وقتی آمدی گرم نگه داشتی همیشه آغوشم را ، عطر تنت پیچیده فضای عاشقانه دلم را همیشه پرتو عشق تو در نگاهم میتابد ، همیشه دلم به داشتن تو می بالد، دستانم دستان را میخواهد و اینجاست که گلویم ترانه فریاد عشق تو را میخواند ، دلم تو را میخواهد، دلم تو را میخواهد به عشقت تکیه کرده ام سالها ، نترسیدم از جدایی و اشکها ، عشق را آنگونه که هست دیدم و تو را آنگونه که بودی خواستم ، تو را همین گونه که هستی میخواهم ، چون همین گونه مرا عاشق خودت کردی ، همینگونه مرا اسیر عشق و محبتهایت کردی از وقتی آمدی ، آمدنت برایم یک حادثه شیرین در زندگی ام بود، گرچه میترسیدم از پایان راه اما همسفرت شدم تا اینجا که رسیده ایم در کنار ماه…. چقدر برای داشتنت سختی کشیدم ، چقدر با دلتنگی هایت سر کردم و اشک ریختم ، چقدر لحظه شماری میکردم که تو مال من شوی ، حالا مال من هستی و من بی نیاز ، برای داشتنت شب و روز کارم شده بود راز و نیاز … نگاهم مال تو هست ، دلم گرفتار تو است ، من تو را دارم و به هیچکس جز تو نمی اندیشم مال من هستی و همین است که من زنده هستم ، در قلبم هستی همین است که همیشه شاد هستم جنس نگاهت درخشان بود که قلبم عاشق چشمانت شد، و اینگونه همه روزهایم فدای یک روز با تو بودن شد، و حالا میخواهم تمام عمرم را فدای عشق بی پایانت کنم…. تو مثل و مانندی نداری ، تو فرشته ای و در قلبت جای تاریکی نداری تو ستاره ای هستی در آسمان دلم که هیچگاه خاموش نمیشوی…. ولنتاین مبارک عشقم
![]() ![]() |