|
شنبه 22 بهمن 1390برچسب:دروغ,نفرت,از من دوری کن,احساس,تنهایی,شیشه,احساس,کجا رفت؟,شعر,شعر کوتاه,, :: 23:15 :: نويسنده : مهدیه
شیشه ی نازک احساس مرا دست نزن ![]()
دو شنبه 17 بهمن 1390برچسب:خدا,دل کوچک من,بالا,مهربان,شعر,شعرکوتاه,زیبا,خوب,قشنگ,نزدیکی, :: 21:14 :: نويسنده : مهدیه
من خدایی دارم, که در این نزدیکیست نه در آن بالاها مهربان, خوب قشنگ چهره اش نورانیست گاهگاهی سخن میگوید, با دل کوچک من, ساده تر از سخن ساده من او مرا میفهمد او مرا میخواند
![]()
یک شنبه 16 بهمن 1390برچسب:تنها,خنجر,دلشکسته,آه,شعر,شعر کوتاه,شعرکوتاه غمگین,, :: 22:19 :: نويسنده : مهدیه
تو اگر می دانستی که چه زخمی دارد گه چه دردی دارد خنجر از دست عزیزان خوردن از من خسته نمی پرسیدی آه ای .... چرا تنهایی ...!!!؟؟؟ ![]()
پنج شنبه 13 بهمن 1390برچسب:اس ام اس,خنده دار,بانمک,بامزه,باحال,جک,لطیفه,, :: 14:11 :: نويسنده : مهدیه
گفتم چطوره ایندفعه یک مطلب متفاوت نذارم بهتره ایندفعه یکم بخندیم چند تا مطلب خنده دار گذاشتم متونین بقیه شو تو ادامه مطلب بخونین
يارو تو ژاپن راننده ی تاکسی میشه... هرکی براش دست بلند میکنه میگه شوخی نکن دیگه... تورو الان رسوندم..! ادامه مطلب ... ![]()
دو شنبه 3 بهمن 1390برچسب:کوروش,کبیر,جمله,جمله کوتاه,زیبا,خدا,هرکس,باور,درون,, :: 23:38 :: نويسنده : مهدیه
باهيچكس
بر سر باورش نمى جنگم!
خداى هر كس
همان است كه
درون او با وی سخن مى گويد...
کوروش کبیر ![]()
دو شنبه 3 بهمن 1390برچسب:حرف دل,قلم,درد دل,غم دل,دلتنگی,عاشقانه,عاشقی,تنهایی,شعر,شعرکوتاه,زیبا,بامعنی,, :: 19:33 :: نويسنده : مهدیه
امشب قـلم برای تـو یه قصه ی دیگه نوشت قصه ی تنـهایـی دل مقصر هم که سرنوشت ساده نمیشه ازتوگفت حرمت تو بی انتهاسـت ببخشیداین جسارت و کـارغـریـب آشــنـاسـت ما اشتباهی اومـدیــم تو شهر این غریبه ها میـون ایـن غریبه ها شـدیـم اسـیـر غصه ها چی بگم از کجا بگـم تـــکــرار هــــر روز دلـــه دادمـیزنیم توی سکوت بی کـسـی خیلی مشکله تـنـهـایی درد مشترک بــیــن تـمـوم آدمـاسـت عاشـقـی و مـهـربونی فـقـط برای قصه هاست قصه داره تموم میشـه مـثـل تـمـوم قـصـه هـا امـا تـو مثـل آسـمـون عـاشـقـی و بـی انـتـهـا حـرفام تـموم نشدولی قصه بـه آخـرش رسـیـد آرزو مـیکنـم واسـت یـه عـالـمه یـاس سـپـید ![]()
دل خوش عشق شما نیستم ای اهل زمین به خدا معشوقه من آن بالاییست
این بار تصمیم گرفتم به جای مطلب توی وبلاگم پیامک هایی که واسه گوشیم اومده رو بزارم اینا فقط چندتا بیشتر نیست اما امیدوارم خوشتون بیاد برای دیدن ادامه پیامک ها به ادامه مطالب برین
ادامه مطلب ... ![]()
چهار شنبه 9 آذر 1390برچسب:پنجره,پنجره عشق,سنگ,دوست داشتن,خدا,منتظر,شكست,قلب,زندگي,گل سرخ,باران,خنديدن,غم,دل تنگ,زخم,دل,دل سنگ,صدف,دريا,ماه,گمشده,, :: 11:50 :: نويسنده : مهدیه
سالها رفت و هنوز يك نفر نيست كه بپرسد از من كه تو از پنجره ي عشق چه ها ميخواهي ؟ صبح تا نيمه شب منتظري همه جا مي نگري ...... براي خواندن شعرها به ادامه مطلب برويد
ادامه مطلب ... ![]()
چهار شنبه 14 مهر 1390برچسب:شعر,شعرکوتاه,عاشقانه,غمناک,سوزناک,تنهایی,دلتنگی, :: 16:20 :: نويسنده : مهدیه
شب است و در به در کوچه های پر دردم چه غریب و خسته به دنبال گمشده ام میگردم اسیر ظلمتم ، ای ماه کجا مانده ای ؟ من به اعتبار تو فانوس نیاورده ام . . . . . . . . براي مشاهده بقيه شعرهاي كوتاه به ادامه مطلب برويد ادامه مطلب ... ![]()
سه شنبه 13 مهر 1390برچسب:, :: 10:40 :: نويسنده : مهدیه
آرزوهایت را برآورده میکند خدایی که آسمانی را برای خنداندن گلی میگریاند .
براي مشاهده ي بقيه جملات زيبا به ادامه مطلب برويد...... ادامه مطلب ... ![]()
پنج شنبه 1 مهر 1390برچسب:, :: 12:16 :: نويسنده : مهدیه
بهترين لحظال زندگي از نظر چارلي چاپلين : To fall in love ...... ادامه مطلب ... ![]()
یک شنبه 21 شهريور 1390برچسب:مهرباني,خدا,كودك,برادر,عشق,دوست داشتن,مهربان,تنها,فراموشي,يادم ميره,, :: 1:16 :: نويسنده : مهدیه
ادامه مطلب ... ![]()
زني بود با لباسهاي کهنه و مندرس، و نگاهي مغموم وارد خواروبار فروشي محله شد و با فروتني از صاحب مغازه خواست کمي خواروبار به او بدهد. به نرمي گفت شوهرش بيمار است و نميتواند کار کند و شش بچه شان بي غذا مانده اند. ادامه مطلب ... ![]() دیشب خودرامهمان به جاده های سکوت کردم درانجاشاهدعبورهزاران قلب شدم.درایستگاه عشق توقف کردمومنتظرماندم .......صبرکردم........صبرکردم اماهیچکس برای لمس تنهاییم توقف نکردومن تنهاترازهمیشه باکوله باری پرازبغض وچشمانی مملوازاشکی که برای سرازیر شدنش نیازبه اغوشی داشت به خانه برگشتم.باخوداندیشیدم من انقدرسردم که دیده نشدم یاانقدرگرمم که کسی جرات پاپیش گذاشتن برای بامن بودن رانداشت؟من تنهام انقدر تنهاکه هنوزهم پس ازسالهابایدبرای دانستن اینکه هنوزهم امیدی هست به کوه بروم تابعداز فریاداین جمله دلم خوش شودکه ندامی اید:امیدی هست هست هس هس هس..... ![]() مردی در عالم رویا فرشته ایی را دید که در یک دستش مشعل و در دست دیگرش سطل آبی گرفته بود و در جاده ایی روشن و تاریک راه میرفت مرد جلو رفت و از فرشته پرسید :"این مشعل و سطل آب را کجا میبری ؟" ![]() ![]() |